غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
373
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
قيام و اقدام نمود و قريب بعيد جهت ترويح روح مطهر حضرت خاقان منصور به ترتيب آش عظيم فرمان فرمود و چون هلال فرخ فال شوال برقع از جمال برداشت آن كوكب اوج عزت و جلال بعيدگاه تشريف برده از روى نياز باداء نماز پرداخت و در وقت مراجعت مدرسهء شرقى سلطانى را از فرّ نزول همايون غيرتافزاى فضاى گردون ساخت اكابر اشراف دار السلطنه هراة از سادات و علماء و قضاة بمجلس اشراف اعلى حاضر گشته خوان سالاران اطعمه لذيذه زياده از چند و چون و حلاوا از هرچه در حوصلهء خيال گنجدافزون حاضر آوردند و اصناف خلايق را از آن مايدهء پر فايده بحظى وافر و نصيبى وافى محظوظ و بهرهور كردند و سلطان گردون احتشام بعد از طعام و ختم كلام ذو الجلال و الاكرام بر ابرش تيز خرام سوار شده بباغ جهانآرا تشريف برد و ببسط بساط عيش و نشاط و ترتيب اسباب فرح و انبساط مشغولى كرد بيت هروقت خوش كه دست دهد مغتنم شمار * كس را وقوف نيست كه پايان كار چيست گفتار در بيان رفتن سلطان بديع الزمان ميرزا بييلاق مرل و ارتفاع رايت دولت محمد خان شيبانى بتقدير حق عز و جل چون دوران استيلا فصل شتابنهايت و اختتام رسيد و سلطان بديع الزمان آثار بهار سپاه رياحين و ازهار به فضاى بساتين صحرا كشيد جنود برودت و سرما از هجوم لشگر فروردين منهزم گشت و خاقان شرقى انتساب آفتاب خانهء بهرام را مسخر ساخته رايت نخوتش از چرخ هفتم درگذشت نظم سلطان جهاننورد ايام * زد خيمه بتختكاه بهرام افراخت علم ز لاله در دشت * عالم ز سپاه سبزه برگشت سلطان بديع الزمان ميرزا امير شجاع الدين ذو النون ارغون و امير نظام الدين شيخعلى طغائى را در هراة گذاشته رايات عاليات بجانب ييلاق بادغيس برافراخت و روزى چند در منزل مرل كه مرغزاريست بهشت آثار رحل اقامت انداخت در آن ولا مظفر حسين ميرزا ميل ملاقات برادر بزرگوار نموده از يورت قشلاق در حركت آمد و در اواخر ذى حجه سنهء اثنى عشر و تسعمائه در منزل مذكور اجتماع سعدين و مقارنه نيرّين دست داده برادران ديده بديدار يكديگر روشن كردند و در باب دفع اعدا طريق مشورت مسلوك داشته از گذشته و آينده سخنان در ميان آوردند و بنابر آنكه متصور چنان بود كه در آن بهار محمد خان شيبانى به قصد ملكستانى از آبآمويه عبور نمايد ايلچيان سخندان نزد شاهزادگان و امراء عاليشان فرستاده بجمع آمدن ايشان فرمان دادند از آن جمله جهة طلب شجاع بيك اين ذره بيمقدار را نامزد سفر قندهار نمودند و راقم حروف در روز پنجشنبه سلخ ماه مذكور اجازت يافته از مرل بهراة شتافت تا يراق كرده متوجه مقصد گردد درين اثنا گوهر درج عفت و حشمت جوجوك بيگم كه صبيهء صلبيه سلطان بديع الزمان ميرزا بود در دار السلطنة